تبليغاتX
می خوام خودم باشم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   پرنده ها

  آوازهای منند

  که در قفسی -به تنگنای سینه- پرپر می زنند

  کجاست آسمانی صبور

  تا آوازهایم را به آبی بی نهایت ببخشم؟!...

 

 

 

 

 

+ نوشته بر باد توسط: فرشته 86/07/18 11:55 PM     | 

 

با شتاب از پله ها بالا رفتم
اینقدر گریه می کردم که حتی نگهبان  هم دلش به حالم سوخت و جلومو نگرفت
پله ها رو یک در میون میدوییدم٬ دیگه به نفس نفس افتاده بودم که رسیدم به بخش...

امشب وقتی تو راهروی همون بخش پشت پنجره وایساده بودم و از بالا بیرون رو نگاه می کردم انگاری لحظه به لحظه اون شب جلو چشمم بود. برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم.چشمم افتاد به همون راه پله ی کذایی که دوتا دوتا میدوییدم. چهره مامانم اومد تو ذهنم که چقدر غم داشت. یاد حرفایی افتادم که مجبور به شنیدنش بودم یاد رفتارایی افتادم که مجبور به دیدنش بودم. چقدر احمق بودم که فکر می کردم داشتن عمو عمه و دایی خوبه...
اه  لعنتی .... باز درد معدم شروع شد بازم حالت تهوع ..
لعنتی متنفرم ازت . از این بیمارستان لعنتی م ت ن ف ر م...
انگار همين ديروز بود چه زود گذشت...خدارو شكر كه گذشت و بابام سالمه !

پ.ن۱:خدایا به حق این شب عزیز همه ی مریض ها رو شفا بده و گره از مشکلات همه باز کن

پ.ن۲: یا فارِجَ الْهَــمِّ یا کاشِفَ الْغِّمِ یا غافِرَ الْذَّنْبِ یا قابِلَ التّوبِ سُبْحانَكَ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَلْغَوْثَ اَلْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ الْنّارِ یا رَبِّ

 

+ نوشته بر باد توسط: فرشته 86/07/11 3:19 AM     | 

     

اولین برگ زرد از درخت افتاد
اولین باد سرد پاییزی وزید

گل، برگ٬ درخت، کوه، چشمه، کوچه، باغ
پاییزه !!

صبح چقدر قشنگ بود اقاقیا جلو خونه با برگ های زرد که زیر نور آفتاب طلایی به نظر می رسید 
شب چه لذتی داشت صدای خش خش برگها که زیر پاهام له میشد
امروز داشتم به این فکر می کردم که پاییز٬ این فصل خزان تو زیبایی چیزی کم نداره
چقدر خاطره هست تو این فصل. از اولین روزش که یادآور یار دبستانی و بوی ماه مدرسه ست  تا آخرین روزش که بلندترین شب سال٬ یلداست...

پاییز ای سرود خیال انگیز
پاییز ای ترانه محنت بار

 

پ.ن:پاییز٬ این فصل هزار رنگ به آدمای یکرنگ مبارک


 

 

+ نوشته بر باد توسط: فرشته 86/07/01 11:45 PM     |