There’s so much life I’ve left to live
When I watch you look at me
I think I could find the will
To stand for every dream
Of what would happen if they ever knew
I’m in love with you
I know I can’t survive
Another night away from you
You’re the reason I go on
And now I need to live the truth
Right now, there’s no better time
From this fear I will break free
And I’ll live again with love
’cause I’d surrender everything
To feel the chance to live again
I reach to you
I know you can feel it too
We’d make it through
A thousand dreams I still believe
I’d make you give them all to me
I’d hold you in my arms and never let go
I surrender
Right here, right now
I give my life to live again
I’ll break free, take me
My everything I surrender all to you

سه سال رو باهاش گذروندم
سه سال تنهاییم رو پر کرد
سه سال سنگ صبورم بود
سه سال مونس من بود
سه سال رو ٬ با بودنش تو سفره ی هفت سین نو کردم
ماهی پولکی قرمز کوچک من چوب-خط عمرش امروز پُر شد .....

پ.ن : روزی که این ماهی رو خریدم همه بهم خندیدن و گفتن از اون ماهیاست که به تحویل سال نرسیده مرده!
هیچکی باورش نشد ماهی من تا امروز زنده بود. عجیب باهاش انس گرفته بودم.
مامانم که گفت قضا و بلا بود ......

يه مدتيه كه دلم ميخواد يه مرد در كنارم داشته باشم،يه مرد نه از جنس عشق و دوست پسر و شوهر،نه حتي از جنس پدر و برادر،يه مرد مثل" بابا لنگ دراز" جودي آبوت يا نه مثل دن كورلئونه "پدرخوانده" ،يه مرد قدرتمند،با نفوذ،با اقتدار،كسي كه بتوني يه نقطه مطمئن بدونيش براي مشورت،براي اينكه بدوني يه نفر هست كه ميتوني روي كمكش حساب كني،كسي كه ديگه لازم نباشه همه بارها رو روي دوش كوچك خودت حمل كني،كسي كه ساپورتت باشه،كسي كه بتوني با خيال راحت باش حرف بزني و درد دل كني و احساس نكني اونم الان زير احساس تو خرد ميشه يا اينكه اصلاً نميدونه تو چي ميگي،كسي كه ديگه مجبور نباشي همه كارها و ريز و درشت رو خودت انجام بدي و با يه انگشت جادوئي همه چي رو روبراه كنه،کارات رو بهش بسپاري،كسي كه ديگه نذاره حرص بخوري، وقتي كسي كه مدام روي اعصابت رژه ميره رو با يه نگاش چپ و راست كنه !
كسي كه تو رو فقط يه دختر بچه كوچولو ببينه فقط همين! و بدوني كه مرد نيست پدره !
ميدونم خيلي روياست ،فقط تو فيلما ازش هست،قرار نيست هيچ مردي سوپرمن باشه نه پدر نه برادر نه دوست و نه شوهر، غير از اين توقع داشتن هم رويا بافي است مثل همين كه من فعلاً آرزو كردم!
آرزو بر خستگان منع نيست!!!
پ.ن :قبلاْ ترها اينا رو مد بود از خدا بخوان ولی چون من يه مدتيه تصميم گرفتم چيزی از خدا نخواهم زدم تو خط مافيا

God grant me the
خدایا به من عطا کن
تحملی را که بپذیرم Serenity to accept the
چیزهایی که نمی توانم تغییر دهم things I can not chang
شهامتی را که تغییر دهم Courage to change the
چیزهایی را که می توانم ,things I can
و and
خردی را که تفاوت این دو را Wisdom to know the
بشناسم. .Difference
