تبليغاتX
می خوام خودم باشم

 

لب ِ خاموش!

+ فرشته: 89/10/169:58 PM
    

این من! من نیستم٬  
این من نیستم٬ آنچه که هستم!  
دلگیرم از منی که من نیستم...

 

گُر میگیرد٬بغض میکند٬ 
اشکی گوشه ی چشمش سرازیر میشود  
نزدیکی اتاقش که رد میشود قدم هایش سست میشود 
گر میگیرم٬بغض میکنم٬ 
بیچاره مادرم! داغ دوساله ی مادرش هنوز برایش تازه هست...  

 

دستی روی پاهایم میکشد٬
میگوید هنوز هوا سرد نشده پاهایت سرد ِ سرد است!
نگاهم به پاهایم٬فکرم به دلم٬
زیر لب میگویم
دلم سرد است که پایم نیز سرد است...

 

چه بلایی سر اعتقادم آمده؟
چه شد آن ختم های عاشورایی؟
ای من! چه شد تو را؟
این من٬من نیستم!
دلگیرم از منی که......



در این آشفتگیه بی امان ذهنم
شاد٬ شاد٬ شاد٬ شادم!
و لبخندی نا تمام بر لبانم
تبعید کرده ام بغض های بی آشیانه را به لبخند هایی ناشیانه٬
و چقدر نـــــاشیــانــــه...
            

+ فرشته: 89/09/265:39 PM |